اخبار

کافه گردی آنلاین!

کافه گردی آنلاین!

کالاسودا- کافه گردی آنلاین!کالاسودا_ کافه ها این روزها به مهمترین محیط های تفریحی و حتی فرهنگی تبدیل شده اند و کافه گردی گزینه ثابت لیست رویداد های هفتگی ساکنان کلان شهر ها شده است. در گفتگوی این هفته کالاسودا با استارتاپ کافه کارت به جایگاه کافه گردی و آنلاین شدن کافه گردی پرداختیم. با ما همراه باشید…

لطفا خودتان را معرفی بفرمایید

سلام. پدرام چراغی هستم متولد 5 شهریور سال 1372. فارغ التحصیل مقطع کارشناسی رشته مهندسی فناوری اطلاعات از دانشگاه صنعتی ارومیه. قبل از شروع کار بر روی این ایده بیشتر وقتم را صرف برگزاری رویدادهای استارتاپی و شرکت در چالش ها می کردم. سابقه راه اندازی 2 استارتاپ به نام های Iranative و Karmiss را قبل از این داشتم که متاسفانه با شکست مواجه شدند.

درباره موضوع کلی استارتاپتان  به ما بگویید؟

کافه کارت قبل از هر چیز یک شبکه اجتماعی است. شما میتوانید به راحتی کافه های اطراف خودتان را روی نقشه ببینید یا بر اساس جستجوی هوشمند پیدا کنید و در مورد آن ها اطلاعات کسب کنید. طبق ماهیت شبکه های اجتماعی کاربران می توانند در مورد فضا، قیمت، برخورد و یا هر چیز دیگر درباره کافه ها نظر بدهند. به نظر خودم بجز معرفی و جستجوی کافه جالب ترین کاری که در کافه کارت انجام دادیم گزینه MOOD است که کاربران می توانند کافه ای را که مثلا قیمت متوسطی دارد و در محدوده میدان انقلاب واقع شده و وای فای رایگان دارد و برای یک قرار کاری مناسب است را پیدا کنند. در کنار همه این خدمات ما قرعه کشی هفتگی و باشگاه وفاداری در کافه کارت داریم. همچنین کافه بلاگ مطالب مفیدی را درباره سبک زندگی و گزارش های اختصاصی درباره کافه ها ارائه می دهد.

پس قبل از شروع کافه کارت با محیط این نوع کسب و کار آشنا بودید

بله صددرصد. همانطور که گفتم از سال ها قبل با این فضا آشنا بودم و مطالب مختلفی را دراین باره مطالعه می کردم. تجربه برگزاری 2 دوره استارتاپ گرایند و یک دوره استارتاپ ویکند از مهمترین فعالیت هایم در این حوزه بود که باعث شد ارتباطات خوبی بدست بیاورم.

دغدغه شکل گیری کافه کارت چه بود و در واقع ایده اولیه از کجا آمد؟

قبل از هرچیز اینکه خودم به شدت کافه رو هستم دلیل این ایده بود و دوست داشتم کاری در این فضا انجام دهم. اما ایده اولیه بارها و بارها تغییر کرد تا به شکل امروزی رسید. اگر درباره جرقه اولیه ایده از من میپرسید باید بگم بعلت اینکه زیاد اهل کافه گردی بودم تقریبا اکثر کافه ها را می شناختم و همیشه دوستان برای انتخاب کافه از من مشورت می گرفتند. یک روز با خودم گفتم چرا یک APP نباشد که همین کار را انجام دهد؟!

قطعا کافه کارت نمونه های مشابه متعددی دارد. وجه تمایز شما با سایرین در چیست؟

این روزها خیلی سخت است که بگوییم ایده مان مشابهی ندارد. من فکر میکنم خاص و بکر بودن متر مناسبی برای سنجیدن امکان موفقیت یک ایده نیست. به قول یکی از دوستان شاید آن قدر ایده تان به درد نخور است که هیچ کس تا حالا سراغ آن نرفته است! چه در داخل و چه در خارج از کشور استارتاپ هایی هستند که بتوانیم بعنوان رقیب از آن ها نام ببریم اما به جرات می توانم بگویم سبد خدمات ما خاص و بدون مشابه است.

کافه کارت را با چند نفر شروع کردید و الان چند نفر در هسته اصلی کار حضور دارند؟

در ابتدا ایده را با یکی از دوستانم مطرح کردم و او ترغیب شد که با هم همکاری کنیم. در طول 2 سال گذشته افراد زیادی بصورت پروژه ای و یا مقطعی با ما کار کردند و می کنند و در حال حاضر هسته مرکزی ما یک تیم 4 نفره است.

چه مراحلی را طی کردید و در چه مرحله ای از کار هستید؟

خوب اواسط سال 95 بود که این ایده به ذهن من رسید و بعد از چند ماه توانستم نظر دوستان در شتابدهنده شریف را جلب کنم و در مرحله SEED وارد شتابدهی دانشگاه صنعتی شریف شوم. نکته جالب درباره کار ما این بود که حدود 6 ماه روی مدل و بازار تحقیق کردیم و با توجه به اینکه هر دوی ما برنامه نویس بودیم در کمتر از یک ماه از لحاظ فنی کار پیاده سازی را انجام دادیم. بعد از پایان شتابدهی و خروج از شتاب دهنده در مقطعی کار به دلایل مختلف متوقف شد و بعد از آن در حال مذاکره با سرمایه گذاران هستیم که می توانم بگویم وحشتناک است!

مدل درآمدی کافه کارت را چگونه تعریف کرده اید؟

مدل پایه درآمدی ما خیلی ساده است. شراکت با کافه ها در تراکنش ها! کاربران کاملا رایگان از خدمات ما استفاده می کنند و در اصل ما شریک تجاری کافه ها محسوب می شویم. البته برنامه های درآمدی دیگری را طراحی کرده ایم که فکر میکنم زمان بیشتری برای رسیدن به درآمدزایی نیاز دارند.

اولین مشتریانتان چطور پیدا و جذب شدند؟

ما یک پلتفرم هستیم پس نتیجتا باید دو گروه مشتری را جذب می کردیم. اول با کافه هایی که پاتوق خودم بودند صحبت کردم و بعد از آن خودم به کافه های مختلف می رفتم و معمولا پس از صرف یک فنجان قهوه سر صحبت را باز می کردم که بعدها این مسئولیت به عهده بازاریاب ها قرار گرفت. برای جذب کاربر هم بیشتر بر پایه تبلیغات در فضای مجازی و گردش سینه به سینه تمرکز کردیم.

تعداد کاربران کافه کارت به چند نفر رسیده و با چند کافه در حال کار هستید؟

خوب متاسفانه مقطعی که کار متوقف شد، ضربه بدی به ما وارد کرد. اما در حال حاضر حدودا 1200 نفر کاربر فعال داریم و با بیش از 30 کافه قرارداد بسته ایم. کافه کارت فقط در تهران فعال است و فعلا تمرکز ما عمدتا بر روی مناطق مرکزی شهر و اطراف دانشگاه هاست. مثلا حدفاصل میدان انقلاب تا چهارراه ولیعصر که مرکز کافه گردی ایران است.

مراحلی که باید برای استفاده از خدمات کافه کارت طی کرد را برایمان توضیح دهید

از آنجایی که خودم در استفاده از خدمات آنلاین تا حدی تنبل هستم این تفکر را در جریان طراحی نیز لحاظ کردیم. کاربران می توانند با نصب اپ یا مراجعه به وبسایت ما کلیه خدمات ما را بطور رایگان دریافت کنند و تمامی اطلاعات در وبسایت و اپ Sync شده است. البته برای برخی سرویس ها کاربر نیازمند ثبت نام است.

کافه گردی آنلاین!

واکنش کافه کارت به نارضایتی کاربران چیست؟

به عقیده من چیزی مهم تر از رضایت کاربر در فضای کسب و کار و بخصوص در حوزه استارتاپ وجود ندارد. پس قطعا هر پیامی که به دستمان برسد را با دقت بررسی و به آن پاسخ می دهیم. حتی اگر سوالات و ایرادها غیر حرفه ای باشد. باید بگویم خارج از یک عمل تجاری کامنت های کاربران را بررسی می کنیم و در صورت نیاز حتی آن ها را به کافه ها منعکس می کنیم.

با توجه به موضوع کسب و کارتان، بهترین روش معرفی و تبلیغ کافه کارت را چه میدانید؟

کافی است سری به کافه ها بزنید تا از خلق و خوی کافه رو های حرفه ای مطلع شوید. وقتی مخاطب ما روحیات خاصی دارد خیلی نباید تبلیغات را پیچیده و یا رسمی طراحی کنیم و باید محتوایی باب میل مشتریمان ارائه کنیم. عمده تمرکز ما بر روی فضای مجازی است و سعی داریم در شبکه های اجتماعی بخصوص اینستاگرام خدمات خود را معرفی کنیم. من اعتقاد دارم تبلیغات باید ساده ولی جذاب باشد. قرار نیست کسی را به زور مجبور به تحمل استارتاپمان کنیم و راهکارهایی مثل ویدئو مارکتینگ و کانتنت مارکتینگ را بیشتر می پسندم که تا امروز هم می توان گفت بیش از 80% از کاربرانمان را از همین طریق جذب کرده ایم.

فضای کافه و کافه گردی را در حال حاضر چطور ارزیابی میکنید ؟

خوب آمارهای جالبی در این موضوع وجود دارد. شاید متعجب شوید اگر بگویم تعداد کافه ها در تهران از تعداد مساجد نیز بیشتر است! همه می دانیم کافه یک فضای فرهنگی و اجتماعی است و این یعنی مشتریان از سر اجبار و یا اصرار، مشتری کافه ها نمیشوند. از طرف دیگر کافه نشینی یک بازار مصرفی در حوزه سبک زندگی است که معمولا نوسانات اقتصادی تاثیر چندانی بر این بازار ندارد. کافه بسیار جذاب تر از محیط های دیگر است و شاید با کمی غلو بتوان گفت جذاب ترین فضای اجتماعی حال حاضر محسوب میشود. پس فضا در این بازار بسیار باز است و تا امروز هم آنطور که باید و شاید در حوزه آنلاین کاری صورت نگرفته. عمده استارتاپ های این بخش یا تمرکز بر ارائه گزارش دارند یا متکی بر ارائه تخفیف و خرید اشتراکی هستند.

مهمترین موانع پیش روی استارتاپ های ایرانی را در این روز ها  چه میدانید ؟

مشکل اصلی فضای استارتاپی ایران نبود زیرساخت فرهنگی مناسب است و این یعنی عدم آموزش صحیح و عدم فرهنگ سازی کارآفرینی. نه مسئولین بهای لازم را به حوزه HiTech می دهند و نه متاسفانه تازه کارها مسیر روشنی برای کسب دانش در پیش رو دارند. در دانشگاه های ما صحبتی از کارآفرینی نمی شود چه برسد به استارتاپ! حتی سرمایه گذاران نیز آگاهی لازم نسبت به این حوزه را ندارند که نتیجه اش مشکل جدی در تامین سرمایه و گردش مالی استارتاپ ها است. همه ما دل پری در این زمینه داریم و فکر می کنم مسیر بسیار طولانی تا رسیدن به شرایط استاندارد در پیش داریم و موضوع غم انگیز دیگر کج فهمی هاست. وقتی با اساتید درباره استارتاپ صحبت میکنیم حاصلش کارهای پژوهشی صرف و اغلب بی فایده است و وقتی با دانشجویان در این باره سخن می گوییم توهم این به وجود می آید که من یک ایده ساده اگر داشته باشم با آن پولدار میشوم و تمام. حتی صاحبان سرمایه ما نیز عمدتا سنتی هستند و اعتقادی به فضای کسب و کارهای فناوری محور ندارند. خاطرم هست روزی با یک شخص بازاری درباره ایده ای صحبت می کردم. مدتی با هم کار کردیم تا بعد از حدود دو هفته به دفتر آمد و به من گفت نتیجه کارت کو؟ من تحلیل بازار، بیزینس مدل و UX طراحی شده را به او نشان دادم و با کلی شوق درباره نتایج بدست آمده و مدل های مشابه موفق با او صحبت کردم. او در جواب گفت این ها به درد من نمی خورد! من چیزی می خواهم که بتوانم لمسش کنم. به من بگو این دیوار را ساخته ام یا این کابل را وصل کرده ام و این پایان همکاری ما باهم بود.

نقش دولت و حمایت های دولتی را چطور میبینید؟ به نظر شما دولت باید کجای اکوسیستم قرار بگیرد؟

وقتی از دولت مطالبه حمایت از زمینه استارتاپ ها را میکنیم نتیجه اش می شود تصدی گری! می شود این همه استارتاپ های دولتی نابخردانه و نهادهای موازی که فقط پول ها را در بدترین نقاط ممکن هدر می دهند. مگر کارپینو توانست جای اسنپ را بگیرد؟ مگر به اصطلاح شتابدهنده های دولتی توانستند جای شریف و آواتک را بگیرند؟  حتی از این ها هم که بگذریم کل افتخار بخش های دولتی راه اندازی پارک های علم و فناوری بی خاصیت است! باید یکبار برای همیشه این موضوع را درک کنیم که تفکر دولتی جایی در این حوزه ندارد. نقش دولت صرفا حمایت است نه مداخله! دولت بهتر ازست کار خودش را بکند یعنی کمک به بهبود زیرساخت های آموزشی، قانونی، فرهنگی و اقتصادی. به خدا قسم ما چیز دیگری از شما نمی خواهیم.

ظاهرا با من هم عقیده اید که سرمایه گذاری حال و روز خوبی ندارد!

شاید خیلی منفی گرایانه باشد اما ما در این بخش هم وضع خوبی نداریم. نگاهی به قراردادهای سرمایه گذاری با استارتاپ ها بیندازید تا بفهمید چه ظلمی به آن ها می شود. وقتی فضای سرمایه گذاری خارج از کشور را می بینم فقط دلم می خواهد به حال خودمان گریه کنم. به نظر من اصلی ترین مانع در این بخش نداشتن دانش کافی و استفاده از راهکار های بوروکراتیک و مشاوره های غیر کارشناسی صاحبان سرمایه است. اگر سرمایه گذاران می دانستند چه سودی در این حوزه وجود دارد مطمئنم دیگر حتی سراغ ساخت و ساز هم نمی رفتند.

گفتید با شتابدهنده شریف کار کرده اید؛ نقش شتابدهنده ها را چطور ارزیابی میکنید؟

بله. همانطور که عرض کردم کافه کارت از دل یکی از بهترین شتابدهنده های کشور خارج شده است. طبعا اگر آنها نبودند شاید هیچوقت این ایده از روی کاغذ به گوشی کاربران راه پیدا نمی کرد. شتابدهنده ها یکی از موثر ترین ارکان اکوسیستم استارتاپی هستند اما لازم است تا حدی در روش کار خود بازنگری کنند. نه اینقدر سخت گیری موقع ورود منطقی است و نه آنقدر بیخیالی موقع خروج! در طول دوره چند ماهه شتابدهی استارتاپ ها بیشتر به آموزش های کاربردی و مشاوره های بیزینسی نیاز دارند تا جملات انگیزه دهنده از مرحوم استیو جابز! اما خوب آنقدر فضای خارج از شتابدهنده ها وحشتناک است که شاید این روز ها گزینه ای مطلوب تر از یک Accelerator برای صاحبان ایده وجود نداشته باشد.

در ابتدا نقشه راه خود را تا کجا ترسیم کرده بودید؟

من کلا خیلی قائل به برنامه ریزی بلند مدت نیستم. چرا که در فضای کسب و کار امروز جهان کسی از فردای خود هم خبر ندارد چه برسد به برنامه ریزی چند ساله! حتی شرکت های بزرگ نیز خیلی به آینده دور فکر نمی کنند چون کسی نمی داند فردا اوضع اقتصادی چگونه است یا چه استارتاپ جدیدی ممکن است به بازار بیایند. حتی سلیقه مردم نیز به سرعت در حال تغییر است. بنا به همین ایده تمامی مراحل را با Milestone هم کوتاه مدت ترسیم کردیم و سعی کردیم در هر مرحله بهترین خودمان را انجام دهیم.

بزرگترین چالشی که تاکنون با آن مواجه شده اید چه بوده است؟

تا جایی که شنیده ام متاسفانه بزرگترین مشکلات استارتاپ های ایرانی پس از یک دوره چندماهه بروز اختلاف میان سهامداران است. خوشبختانه ما با همچین مشکلی روبرو نشدیم و بزرگترین چالش ما منابع مالی بوده و هست.

اگر به عقب برگردید چه تغییراتی در رویکردتان خواهید داشت؟

خیلی زودتر به فکر مذاکره با سرمایه گذاران می افتادم. اوایل فکر می کردم با هزینه های کمتر و تلاش بیشتر می توانم کار را پیش ببرم اما بدون تعارف باید بگویم بدون منابع مالی کافی هر استارتاپی زمین می خورد. حتی اگر بهترین برنامه نویسان را دور هم جمع کرده باشد.

اهداف میان مدتی که برای کافه کارت ترسیم کرده اید چیست؟

ما اهدافی داریم که به هیچ وجه دور از دسترس نیست. خوشبختانه آنقدر شکست خورده ام که فرق میان رویا و واقعیت را تشخیص دهم.  اهداف میان مدت ما چندوجهی است. مثلا در بخش فنی ارائه نسخه IOS مهم ترین برنامه ماست. در بخش اقتصادی و تجاری نیز برنامه هایی داریم که نیازمند ملزوماتی است که امیدوارم هرچه سریعتر فراهم شود. اما افق اصلی همه ما آن است که مشتریانی راضی داشته باشیم که خدمات مارا به دوستان خود معرفی کنند. تا آنجایی که از هر 10 نفر در تهران 7 نفر برای انتخاب کافه سری به کافه کارت بزنند.

کافه گردی آنلاین!

شما مدتی در این فضا مشغول به فعالیت هستید و قطعا تجربیات زیادی کسب کرده اید، مهمترین توصیه شما برای کسانیکه ایده ای دارند و میخواهند وارد فضای فعالیت های استارتاپی شوند چیست؟

خیلی خلاصه می گویم. واقع بین باشید. گول حرف های شیرین کتاب ها و سخنرانان انگیزشی را نخورید. در انتخاب CoFounder بیشترین حساسیت را به خرج دهید و همه چیز را بطور حرفه ای با یکدیگر طی کنید. در کار جدی باشید و مرحله به مرحله پیش بروید چراکه اگر قدم هایتان را درست بردارید هر چیزی در زمان خودش اتفاق می افتد و در آخر تا از اعتبارسنجی ایده تان مطمئن نشده اید حتی یک خط کد ننویسید و حتما در تحلیل بازار از متخصصان کمک بگیرید.

در مجموع رمز موفقیت یک استارت اپ را چه میدانید؟ ایده خوب، سرمایه زیاد یا تیم قوی؟

چیزی بعنوان رمز وجود ندارد. حتی غول های دنیای تکنولوژی هم سالیانه در استارتاپ های متعددی شکست می خورند. شاید همین عامل باعث جذابیت حوزه استارتاپ شده است. یادم می آید دوستی می گفت سراغ کاری برو که اگر علی دایی وارد آن شد شکست نخوری! این یعنی نباید صرفا متکی به ایده یا سرمایه یا تیم باشید. باید تعادل در همه بخش ها حفظ شود. یک ایده بد با سرمایه زیاد موفق نمی شود و بهترین برنامه نویسان بدون سرمایه کافی به جایی نمی رسند.

استارتاپتان را در یک جمله تعریف کنید.

با کافه کارت، کافه های دوروبرتو بشناس، کافه برو و غافلگیر شو!

در پایان اگر نکته ای دارید بفرمایید.

قبل از هرچیز از وقتی که در اختیار من گذاشتید کمال تشکر را دارم. اما در آخر می خواهم نکته ای را به همه دوستانم در این حوزه یادآوری کنم. کشور ما کشوری ممتاز از لحاظ ظرفیت است. جمعیت و اندازه بازار ما چیزی است که اتفاقا چند روز پیش یکی از اهالی کشورهای همسایه جنوبی مان در خلیج فارس طی جلسه ای که باهم داشتیم به آن غبطه می خورد. درست است مشکلات مختلفی سر راهمان است که ممکن است باورش برای خیلی ها سخت باشد اما متفاوت نگاه کردن هنر است. وقتی مشکلاتمان عجیب و غریب است باید دنبال راهکار های عجیب و غریب بگردیم. بگذارید خلاقیتتان خودش را نشان دهد. همزمان یک رویاپرداز شجاع و یک متخصص منطقی باشید تا موفق شوید.

با ما در  صفحه اینستاگرام کالاسودا همراه باشید

مطالب مرتبط

نظرتان در مورد این مطلب چیست؟

نظر خود را اینجا بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو بالا