جدیدترین اخبار

اخبار

گفتگوی اختصاصی کالاسودا با مهندس امیر کریمیان بنیانگذار استارتاپ چکاو

 از صبحانه تا عصرانه و فینگرفود با چاشنی خلاقیت و نو آوری

گزارشگر ؛رویا پاک سرشت

royapakseresht@gmail

گفتگوی اختصاصی کالاسودا با مهندس امیر کریمیان بنیانگذار استارتاپ چکاو|کالاسوداسال ها پیش صبحانه های متداول اغلب ما نان و پنیر بود با چای و شاید گاهی  کره و مربا . پیش غذا خوردن و اهمیت دادن به وعده هایی مثل عصرانه نیز چندان رایج نبود و به همین دلیل خبری از منوهای صبحانه و عصرانه امروزی نبود .

این روزها اما اهمیت دادن به نخستین وعده روز (صبحانه ) و توجه به پیش غذا ، دسر، منوهای فانتزی و … چندان عجیب نیست . گرچه وقتی با یکی از فعالان این عرصه(بنیانگذار استارتاپ چکاو) یعنی مهندس امیر کریمیان صحبت کردیم ، دغدغه های فرهنگی متعددی را مطرح کرد، اما گفت و گو با وی نقطه عطفی شد برای آن که امیدوار باشیم به  روزهای آتی .

مهندس امیر کریمیان نه تنها مدرک مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزار  ، بلکه کارشناسی ارشد MBA گرایش MIS از دانشگاه تهران  و البته مدرک Commercial English از وزارت بازرگانی را داراست .

جوانی با انگیزه و خلاق که در بین صحبت هایش بیش از هر چیز رنگ و بوی امید، خلاقیت و پشتکار دیده می شد . اگر با خواندن این مقدمه مشتاقید تا با چکاو و مسیر حرکتش بیشتر آشنا شوید با ما همراه باشید :

ضمن سپاس از شما برای پذیرش این گفت و گو، به عنوان پرسش نخست ،  لطفا در خصوص تولد استارتاپ چکاو برای مخاطبان ما توضیح دهید ؟

من و نیما طباطبایی از دوران تحصیل در دانشگاه (مقطع کارشناسی ) با یکدیگر دوست بودیم . پس از آن که هر یک از ما مدرک خود را گرفتیم ، به نوعی در حوزه کامپیوتر ، متخصص محسوب می شدیم. فعالیت های مشترک ما در حوزه کامپیوتر روند مناسبی داشت و موفق شدیم یک شرکت نرم افزاری تاسیس کنیم .

این همکاری ها ادامه داشت تا این که سال ها بعد وقتی با نیما به شعبه ای از رستوران مک دونالد (خارج از کشور ) رفتیم تا صبحانه بخوریم ، به این فکر افتادیم که چرا ما در ایران چنین سیستمی را نداریم .

همانجا بود که به ذهنمان رسید با کمک دانش خود در حوزه کامپیوتر و ترکیب آن با تجربه ای که در سفر داشتیم یک سیستم جدید را در ایران پیاده کنیم .

پس از آن بود که شروع به پژوهش و بررسی کردیم تا بهترین منطقه را برای شروع فعالیت خود انتخاب کنیم . در جریان این بررسی ها به منطقه اکباتان رسیدیم .

چرا اکباتان را به عنوان محل تولد چکاو انتخاب کردید ؟

علت این انتخاب به موقعیت مناسب اکباتان مرتبط بود . در این منطقه ، شرکت های هواپیمایی شناخته شده و فعالان پرشماری  در عرصه پروازهای هوایی حضور داشتند . اغلب این شرکت ها با مفهوم سرویس ها و خدمات مدرن صرف صبحانه  و برانچ آشنایی داشتند .

درواقع این گروه، با سرویس های صرف صبحانه در حوزه بین الملل بیگانه نبودند، در نتیجه آمادگی بیشتری برای پذیرش این نوع خدمات داشتند . بر همین اساس هم بود که نخستین نسخه وب سایت ما صرفا به خدمات صبحانه محدود می شد.

آیا برای دیده شدن فعالیت های خود از تبلیغات نیز کمک گرفتید ؟

بله ما از تبلیغات محیطی و نیز از تبلیغاتی که در محیط وب سایت ها قرار می گرفت استفاده کردیم، اما چندان نتیجه مناسبی نگرفتیم .

البته این نتیجه بد ، مورد انتظار تیم ما بود  و توقعی هم نداشتیم نتیجه چندانی از این تبلیغات بگیریم (شوکه نشدیم ).

چرا این تبلیغات بازخورد خوب و مناسبی نداشتند ؟

شاید بخشی از این عدم موفقیت در تبلیغات، به فقدان زیرساخت های مناسب فرهنگی باز گردد. ما تصور می کردیم وقتی یک سیستم خدماتی وارد چرخه خرید مردم شود، کم کم فرهنگش نیز وارد زندگی عام خواهد شد .

اما درسی که اکنون از فعالیت های خود گرفته ام این است که زیرساخت های فرهنگی با هزینه های بالا قابل تغییر هستند .

فرهنگ سازی می تواند از سطح مدارس آغاز شود . به نحوی که والدین برای  تهیه وعده صبحانه دانش آموزان تشویق شوند . افزون بر این ها، والدین شاغل نیز پیش از حضور در محل کار باید وعده صبحانه را صرف کنند.

آقای کریمیان تاکنون برخی از برندها هم برای جا انداختن این نوع از فرهنگ تلاش هایی را انجام داده اند، اما چندان موفق نبوده اند . علت این ناکامی ها چیست ؟

شاید پاسخ این سوال را بتوان با یک مثال زد . در حال حاضر اغلب ما با «برگر لند» آشنا هستیم و حتی آدرس شعب آن را نیز به خوبی حفظیم .

برگر لند  افزون بر این که منوی صبحانه دارد ،منوی ناهار و شام را نیز شامل می شود . وقتی شما در ساعات پایانی شب یا ساعات  میانی روز به برگر لند مراجعه کنید، با ازدحام جمعیت مواجه می شوید .

اما اگر در ساعات اول  صبح به برگر لند رفته باشید با تجربه ای کاملا متفاوت رو به رو می شوید . در ساعات وعده صبحانه فضا بسیار خلوت تر و استقبال ها نیز محدود تر است . تا حدی که از تعداد ۱۵ الی ۲۰ میز موجود ، تنها ۲ الی ۳ میز اشغال شده است .

از دید من این موضوع ارتباط چندانی با قدرت خرید مردم (نقاط شمالی یا جنوبی شهر ) ندارد و تا حد زیادی به فرهنگ سازی وابسته است .

اگرچه شاید این فرهنگ طی سال های آتی ایجاد شود ، اما در حال حاضر وجود ندارد و چکاو نیز برای رسیدن به این تجربه هزینه های زیادی را صرف کرد .

در خصوص چالش ها صحبت کردیم و مشکلات فرهنگی ، اما چگونه موفق شدید از این مسیر عبور کنید و به سمت موفقیت گام بردارید ؟

سایت-چکاو|کالاسودایکی از راهکارهای مهم ما همکاری با آشپزهای مشهور و شناخته شده است . یکی از این افراد «مانی یزدانپرست » است . چهره ای که برای بسیاری از مخاطبان آشناست .

زمانی که قرار بود با حضور ایشان منوی غذا را ببندیم ، من تاکید داشتم که غذاها دمای محیطی باشند. این موضوع را با هدف کاهش ناهماهنگی های ارسال در ذهن داشتم . در نتیجه اکثر غذاهای منوی ما به غذاهایی سازگار با دمای محیط تبدیل شدند .

یکی از تجارب شیرین ما را می توان همزمانی فعالیت های اولیه ما با ماه رمضان دانست . در این ماه صبحانه و ناهار خواه ناخواه از چرخه مصرف خارج می شوند و وعده های افطار و شام اهمیت بالایی پیدا می کنند.

با توجه به این که اکثر غذاهای ما قابلیت تبدیل شدن به وعده های عصرانه و شام را داشتند ،ما تصمیم گرفتیم به مناسبت ماه رمضان سینی افطار ارائه کنیم .

سینی افطار به سرعت با استقبال مخاطبان مواجه شد . همین تجربه مقدمه ای شد برای تولید سینی های فینگر فود ما .

استقبال از منوی فینگر فود با منو صبحانه یکسان بود ؟

هر اندازه استقبال از منوی صبحانه کم بود ، استقبال از منوی فینگر فود گرم و پرشور بود . اگرچه در این بخش نیز من و نیما تصمیم گرفتیم اطلاعات شخصی و تجارب مشترکمان را وارد جریان سرویس دهی کنیم .

برای مثال انتخاب رنگ غذا (متناسب با تم های خاص) یکی از قابلیت های اختصاصی چکاو است . این قابلیت برای انواع مراسم (تولد، سالگرد ازدواج و …)کاربردی خواهد بود . حتی ما در برنامه کلی خود به این موضوع تمایلی نداشتیم که از پیتزا و برگر استفاده کنیم ، اما ذائقه مخاطب ما را به این سمت سوق داد .

صحبت از جشن ها و مراسم شد، این مناسبت ها چگونه در کار شما تاثیر داشته یا به شما جهت می داد ؟

فرض کنید یک روز خاص مثل روز مادر و پدر و… یا حتی سالگرد ازدواج یک زوج جوان باشد ، هریک از این مراسم ، آیتم های خاص خود و رنگبندی های مخصوصی را می طلبند . در این میان بد نیست به این موضوع نیز اشاره کنم که زوج های جوان جزو مخاطبان خوب ما هستند .

 

آیا می توان اینگونه استنباط کرد که ذائقه مخاطب به شما جهت داد و مسیر حرکت را هدایت کرد ؟

به نوعی با این موضوع موافقم . درواقع ، ما در جلسات ماهیانه خود ، به مرور بازخوردهای مخاطبان می پرداختیم . بازخوردهایی که حجم استقبال از سرویس های مختلف را نشان می داد.

با این وجود گاهی برخی سلایق مخاطب نیز باعث شد ما از ارائه تعدادی از سرویس ها منصرف شویم . برای مثال به نظر می رسد مخاطب ایرانی نسبت به سرویس های فناوری محور چندان بازخورد مناسبی ندارد.

مدتی پیش در فکر تدارک یک پلتفرم بودیم که حتی حساسیت های غذایی مخاطب را نیز لحاظ می کند. بنابراین سرویس آشپزخانه در هنگام تهیه غذای آن مخاطب خاص، این حساسیت ها را در نظر می گیرد. اگر شما به لاکتوز حساسیت داشته باشید، برای تهیه غذایتان از موادی استفاده می شود که فاقد لاکتوز باشند .

در این میان ما از متخصص تغذیه و آشپز نیز کمک گرفتیم تا بتوانیم به ایده های جذاب در این خصوص دست یابیم . اما این ایده با توجه به فیدبک هایی که گرفتیم هنوز به مرحله اجرا در نیامده اند .

 

تاریخ شروع فعالیت های شما از چه زمانی بود ؟

استارت کار ما به حدود ۳ سال پیش باز می گردد. اما داستان وبسایت چکاو و راه اندازی بخش فروش به تقریبا ۲ سال پیش باز می گردد. درواقع استارت کسب و کار ما از اواخر سال ۹۳ و اوایل سال ۹۴ بود .

 

 

اعضای شما ابتدا چند نفر بودند و اکنون چند نفرند ؟ برای چند نفر اشتغالزایی کرده اید ؟

پاسخ به این سوال کمی سخت است ، چرا که تیم IT  ما از ابتدا در مجموعه بودند (حدود ۷ نفر) و در زمینه های مختلف نیز فعالیت می کنند (صرفا در چکاو حضور ندارند).

در بخش های دیگر مثل تولید غذاها (حدود ۸ نفر) حضور دارند . بخش آشپزخانه نیز با  دو آموزشگاه  آشپزی حرفه ای در حال همکاری است . این موضوع نیز شایان ذکر است که افراد فعال در مجموعه ما نمی توانند افرادی عادی باشند . برای مثال یک خانم یا آقای بی تجربه نمی تواند وظایف تیم آشپزی را بر عهده بگیرد . تکنیک های طبخ غذاهای ما (با توجه به تنوع بالا)بسیار سخت است .

از سوی دیگر برای تحویل سینی های غذاها با ۳ آژانس اتوموبیل در حال همکاری هستیم .

 

چرا از پیک موتوری استفاده نمی کنید ؟

با توجه به تزئینات حرفه ای سینی های غذا، نمی توان با موتور این غذاها را جا به جا کرد . افزون بر این ها ما به تمامی مناطق تهران سرویس و خدمات ارائه می کنیم .

در حال حاضر نیز در حال تعامل با مشاورانی هستیم تا برنامه هایی جدی تر برای سرویس دهی به مصرف کنندگان داشته باشیم .

 

مشتریان شما  بیشتر از چه قشری هستند ؟

از ابتدا قشر جوان مورد نظر ما بودند که خوشبختانه هم اکنون نیز عضو جامعه هدف ما هستند . اما در کنار جوانان دو قشر دیگر نیز هستند که جزو جامعه هدف ما قرار گرفته اند و البته این عضویتشان برای خود ما نیز جالب و هیجان انگیز است .

گروه نخست ؛ بانوان خانه دار (برای مهمانی ها و مراسم )

گروه دوم ؛ شرکت ها و ادارات (برای نمایشگاه ها، همایش ها، پذیرایی از مهمان های خارجی و …)

علت استقبال این دو قشر از چکاو  را چه می دانید ؟

شاید علت اصلی استقبال بانوان از چکاو  بیش از هر چیز به تلاش برای آراستگی میزهای پذیراییشان باز گردد . اما در خصوص ادارات و شرکت ها به نظر می رسد ، ضعف در خصوص سرویس های پذیرایی رایج ، علت اصلی این استقبال باشد . بر همین اساس هم شرکت ها در حال حاضر جزو مشتریان بسیار خوب ما هستند .

chakav_logo|کالاسودا

برای راه اندازی استارتاپ هایی مشابه شما چه میزان سرمایه باید صرف شود ؟

با توجه به این که وضعیت مالی من و نیما نسبتا مناسب بود، سرمایه اولیه قابل قبولی داشتیم . در این میان یکی از پرچالش ترین اتفاقات روزهای نخست فعالیتمان،  راه اندازی اپلیکیشن و وبسایت بود که هر ۲ این ها  با توجه به توانایی ها و تحصیلاتمان توسط خود ما طراحی شد و در نتیجه هزینه چندانی در بر نداشت.

در روند فعالیت های استارتاپ های مشابه ما ، هزینه هایی به وجود می آیند که شاید از ابتدا برایشان تمهیداتی اندیشیده نشده بود . بنابراین باید برای هر نوع هزینه غیرمترقبه ای نیز آمادگی داشت.

(نکته خیلی مهمی که برای معرفی کسب و کار اینترنتی باید در نظر داشته باشیم هزینه تبلیغات است.این هزینه بیشترین سهم را از هزینه های جاری کسب و کار ها دارد و در عین حال ایجاد و اجرای کمپین های تبلیغاتی تخصص بالایی هم نیاز دارد)

آیا این نوع فعالیت ها اسپانسر لازم دارند ؟

وجود سرمایه گذار برای توسعه زیرساخت ها بسیار مفید است . به عبارت دیگر برای کسب و کاری که قرار باشد در کل کشور پخش شود و مورد توجه قرار گیرد ، نمی توان تنها به سرمایه های شخصی متکی بود .

این موضوع در کشورمان ایران مصداق دارد و یا در تمامی کشورهای جهان نیز وضعیت به همین شکل است ؟

به اعتقاد من در هیچ کجای دنیا نمی توان بدون سرمایه گذاری به حیات اقتصادی در سطح کلان ادامه داد . اغلب اتفاقاتی که در حوزه استارتاپ ها در ایران رخ می دهد به نوعی کپی شده اتفاقاتی است که پیشتر در خارج از کشور رخ داده است .

بر همین اساس و با توجه به تجارب کشورهای دیگر ، باز هم تاکید می کنم، فعالیت اقتصادی وسیع نیاز به سرمایه گذار و اسپانسرینگ مالی دارد .

برای مثال نگاهی به اوبر داشته باشیم ؛  اگرچه استارتاپ اوبر در ابتدای کار توسط ۲ جوان راه اندازی می شود ، اما همین استارتاپ به مرور زمان، سهامدارانی عمده جذب می کند و بیزینس خود را در سطح جهان گسترده می کند.

بنابراین سرمایه گذار بسیار مهم است . اما جالب است ، به موضوعی فرعی نیز اشاره کنم . ما در طول سال در چندین نمایشگاه شرکت می کنیم . بسیاری از جوانان پر شور که به دنبال راهی برای پیاده سازی ایده هایشان میگردند هنگامی که در این نمایشگاه ها با ما رو به رو می شوند از همان ابتدا دغدغه سرمایه گذار دارند .

مزیت رقابتی شما نسبت به سایر رقبا چیست ؟

در حال حاضر پیج های اینستاگرامی یا کترینگ هایی وجود دارند که خدمات مشابهی ارائه می دهند، اما وجه تمایز و قدرت ما ، همین در دسترس بودن و تنوع متناسب با ذائقه مخاطب است . هیچ نمونه ای مشابه با چکاو وجود ندارد که از انتخاب رنگ تا تم، ساعت و روز را در اختیار مخاطب بگذارد . در چکاو حتی امکان انتخاب خودکار و هوشمند غذاها بر اساس شرایطی که مصرف کننده در سایت ثبت کند نیز وجود دارد.

در میان شرکت های خارجی نیز ، وبسایت هایی برای سفارش وجود دارد ، اما ما ویژگی های متعددی  را اضافه کرده ایم که حتی در نمونه های دیگر کشورها وجود ندارد .

با توجه به نوع فعالیتتان ، به نظر شما کدام یک از شبکه های اجتماعی در ایران کاربردی تر هستند  ؟

قطعا اینستاگرام میزبان خوبی برای فعالیت های مبتنی بر غذا است . رنگ و تصویر در اینستاگرام عاملی مهم است .

اما بگذارید سوال را در ۲ بخش پاسخ دهم :

در جهان فیسبوک  بر نبض مخاطبان حکمرانی می کند . ابزاری که در ایران به سبب فیلترینگ قدرتش  آنچنان که باید دیده نمی شود .

در ایران شرایط به نفع اینستاگرام است . و در بین اپ های پیام رسان نیز تلگرام بسیار محبوب است . به طور کلی تر گوگل بستری پر استقبال در حوزه وبسایت ها است و در بخش تبلیغات نیز امکانات تبلیغاتی گوگل بسیار مناسب است .

نظرتان در مورد سرمایه گذاری ریسک پذیر در ایران چیست ؟

 

سرمایه گذاری ریسک پذیر در ایران باید وجود داشته باشد . این موضوعی است که در تمام نقاط جهان رایج است و مختص ما نیست (ما نمی توانیم بر خلاف جریان آب حرکت کنیم ) . مدتی پیش سرمایه گذار اصلی توئیتر در جریان یک مصاحبه گفته بود «من تا ۵۰ سال آتی، اساسا انتظار بازدهی مالی از توئیتر ندارم . »

این یک نقل قول مهم و بزرگ است . شاید این سوال پیش بیاید که براورد این نوع سرمایه گذاری چیست.براورد این نوع سرمایه گذاری جایی مشخص می شود که یک طوفان توئیتری می تواند  سرنوشت یک انتخابات، یک تصمیم دیپلماتیک و … را تغییر دهد و متحول کند .

در فرهنگ ما نیز سرمایه گذاری ریسک پذیر با ورود اسنپ و تپسی به نوعی جا افتاده است . این در حالی است که شاید تپسی  و اسنپ نیز هنوز به درامدزایی آنچنانی نرسیده باشند ، اما با روند رو به رشد در آینده ای نزدیک به نوعی تبدیل به ارگان های قیمت گذار در حوزه حمل و نقل خواهند شد .

 

این موضوع نیز به سادگی میسر نمی شود ، درواقع به این ترتیب نیست که بدون سرمایه گذار و با هزینه شخصی بتوان از پس این حجم فعالیت بر آمد (سرمایه گذاری سنتی در این سیستم ها جوابگو نیست )

با همه این ها دوست دارم به این موضوع تاکید کنم که تمرکز بیش از حد بر سرمایه نیز صحیح نیست . بخش ایده،  پیاده سازی ایده و تیمی که ایده ها را پیاده می کنند اولویت های اساسی هستند . حرکت در مسیر توسعه به مرور سرمایه گذارها را جلب می کند.

به نقل قولی از مدیر توئیتر در خصوص نیم قرن آتی اشاره کردید .در این میان این پرسش برای من مطرح شد که چکاو چشم انداز ۵ سال آتی خود را چگونه می بیند ؟

بیزینس فعلی ما (چکاو ) یک بیزنس مبتنی بر علایق ما است. در بسیاری از موارد که پیش از این کارفرما داشتیم ، دست خلاقیت ما بسته بود . اکنون در چکاو فرصت داریم تا ایده های خود را راحت تر پیگیری کنیم .

من و نیما با هم عهد کردیم که در بیزینسمان فعالیت های نوآورانه داشته باشیم . برای مثال برای سال آینده به فکر به راه انداختن تکنولوژی AR  هستیم .

با کمک این برنامه چینش سینی ها به شکل مجازی و مواردی مشابه می تواند اجرایی شود . این موضوعی است که مشابه ندارد . اما شاید اگر ما همین موضوع را اجرایی کنیم با استقبال  خوبی مواجه نشود . بنابراین باید دید واکنش مخاطبان چگونه خواهد بود .

در خصوص ۵ سال آینده دو حالت وجود دارد :

یا پروژه ها و نوآوری های ما مورد استقبال مخاطبان قرار نمیگیرد و شکست می خورد.

یا این نوآوری ها مورد توجه جامعه قرار می گیرد و  موفق می شود .

چکاو برای ما جایی است تا فارغ از هر قید و بندی ایده های خود را اجرایی کنیم .

 

وبسایت چکاو :

http://www.chakav.com/

اینستاگرام چکاو :

instagram.com/chakavfood

کانال تلگرامی چکاو :

telegram.me/chakavfood

توییتر:

Twitter.com/chakavfood

Facebook:

Facebook.com/chakavfood

 

نظر بدهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 4 =

محبوب ترین ها اخبار